bookmark

معنای نونده

نونده

بر وزن رونده به معنى اسب جلد و تند و تيز و هر چيز تيز دونده و مردم تيز فهم و تخم سپند باشد و به معنى حركت كننده و فرياد زننده و لرزنده هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص918)
sourceLink

[بوزن رونده] در نسخۀ وفائى اسب [3]. و مردم تيزفهم باشد و در تحفه همين بمعنى تيز فهم باشد و بس و در نسخۀ ابو حفص سعذى بمعنى فهم و ادراك آمده و باين بيت متمسك شده كه: بيت بشناس كه مرديست او بدانش فرهنگ و خرد دارد و نونده و بمعنى حركت‌كننده و لرزنده و ناله‌كننده نيز آمده [4].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1458)
sourceLink

(اسم ، صفت ، صفت فاعلی) اسب. اسب جلد و تند و تيز. اسب تيزرو خصوصاً. ¦¦تخم سپند. ¦¦ (ص) تيزرونده عموماً. نوند. ¦¦تيزفهم. مردم تيزفهم. ¦¦ (صف) حركتكننده. ¦¦لرزنده. ¦¦فريادزننده.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3069)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]اسب جلد و تند و تيز.و هر چيز تيز دونده.و مردم تيز فهم و حركت‌كننده.و فريادزننده.و لرزنده.و تخم اسپند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3786)
sourceLink

تيزفهم باشد،و اندر باب خود ياد كرديم ،يوسف عروضى گفت: گر بر در اين مير تو ببينى#مردى كه بود خوار و سرفگنده.# بشناس كه مرديست او بدانش#فرهنگ و خرد دارد و نونده.
(
لغت فرس
, ص43)
sourceLink

اسپ باشد.رودكى گفت: روز جستن تازيانى چون نوند#رو زدن چون شست ساله سودمند.
(
لغت فرس
, ص37)
sourceLink

نوند و نونده

بفتحتين،تيز رونده عموما،و اسپ تيزرو خصوصا،اخسيكتى گويد: مصراع كرده نوند من چو سمندر برو گذار و خبرآور،فردوسى گويد: بيت نوندى بيامد ز هر سو دوان بآگاه كردن بر پهلوان و نام موضعيست كه آتشكدۀ برزين آنجا بود،فردوسى گويد: بيت بجايى كجا نام او بد نوند بدو اندرون كاخهاى بلند و در فرهنگ بمعنى سپند نيز گفته،سنايى گويد: بيت از پى چشم زخم خوش صنمى خويشتن را بسوز همچو نوند و بمعنى آواز بلند نيز آورده،فردوسى گويد: بيت نوندى بيفكند پس ديدبان از ان ديدگه تا در پهلوان
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1429)
sourceLink

چون (چو) نوند

كنايه است از تيز و تند و سريع.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3069)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.